چرا تنهام میزاری؟

هستی ام را به آتش کشیدی  / سوختم من ندیدی ، ندیدی  ....... مرگ دل آرزویت اگر بود   / مانده بودی اگر میشنیدی

 
 
About Me
My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link

من مسافر هستم (آبجی افسانه جون)
خدایا برزخم فرداست چرا امروز میسوزم؟ (سارا جون)
عکسلر
فقط دل های شکسته
واگویه های پسری کله معلق (احسان)
خر صورتی (سعیده)
دارو شناسی (ازاده)
عاشق 17 ساله (علی )
کلبه ی درویشی (محمد)
ღ♥ღMissing some oneღ♥ღ (ساناز جون)
نا شکیبا
در آغوش مرگ (فاطمه)
این منم رضا
اقا پسر
آلفرد هیچکاک (بهاره)
خاطرات آلبالو خانومی (نگین)
افتابگردون
قلب زیبای من
وبلاگ تخصصی فوتبال
همشهری جوان (علی اکبر)
پسر ایرونی (عماد)
حدیث
ارغوان من (حمید)
قاصدک و باران
با سکوت سخن میگویم (سارا جون)
اتل متل
best photo
بی مسئله !(نگین)
در امتداد کوچه ی مهتاب
یک دنیا حرف نگفته ( لیلی)
خفتن در آتش (رها)
✿(◕‿◕)❤عروسک هآے خیآلِے❤(◕‿◕)✿ (سیمین دخت)
سرزمین مریم(علی)
خط خطی هام (الهه)
**..ســـایــــت تـــفـــریــــحی و فرهنگی جرجــــیـــــس..**
!خیلی خیلی جالب!خفن (شادمهر)
حرف های یه عاشق (امیر علی )
میگم تا چشت در آد
عشق
عاشقانه ترین وبلاگ دنیا
دل بستن به موجوداتی که از عشق چیزی نمیفهمند
××دنیای این روزهای من××
( با هم بخندیم )
یک روز بعد از او...
ღ†ღبا من بمان تا انتهای بودن...ღ†ღ
سرگرمی برای شما
حرفهای دل یک نفر
ღ†ღبا من بمان تا انتهای بودن...2ღ†ღ
قالب وبلاگ
اخبار آی تی
گرافیک و آموزش فتوشاپ
ایران ترجمه
موبایل

Template By
 

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 12 اسفند ماه سال 1390


+ نوشته شده در  ساعت 9:20 PM  توسط آرام   
 
دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1390
تبریک !

سلام

حتما دیگه خبرا رو شنیدید !

بالاخره اصغر فرهادی جایزه اسکار رو هم از آن خودش کرد.

این موفقیت رو به همه ی ایرانی های عزیزم و همچنین آقای فرهادی تبریک میگم.



فرهادی پس از دریافت جایزه اسکار:

مردم ایران با وجود دشمنی‌های غرب برای تمام فرهنگ‌ها ارزش قائلند
خبرگزاری فارس: اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه اسکار، گفت: با افتخار و غرور این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم می‌کنم، مردمی که علی‌رغم تمام دشمنی‌ها و تنش‌هایی که طی ماه‌های اخیر میان غرب و ایران به وجود آمده برای تمامی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ارزش قائلند.




به گزارش خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان این دوره از رقابت‌های اسکار شد و «اصغر فرهادی»، کارگردان و نویسنده این فیلم برای گرفتن جایزه بروی سن رفت.
«اصغر فرهادی» هنگام دریافت این جایزه ضمن تشکر از حضار گفت: این جایزه را در حالی دریافت می‌کنم که همه جا در میان سیاستمداران صحبت از جنگ، خشنونت و نامهربانی است، ایران با آن فرهنگ درخشان، غنی و کهن خود که در زیر گرد و غبار سنگین سیاست مدفون شده، با شما حرف می‌زند.
«فرهادی» خطاب به حضار گفت: من با افتخار و غرور این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم می‌کنم، مردمی که علی‌رغم تمام دشمنی‌ها و تنش‌های به وجود آمده میان غرب و ایران برای تمامی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ارزش قائلند.


اینم لینک دانلود اهدای جایزه.http://www.mediafire.com/?pi1vpd6rcci88z5

+ نوشته شده در  ساعت 4:04 PM  توسط آرام  نظرات (2)  
 
شنبه 29 بهمن ماه سال 1390
دانلود آهنگ وبلاگم

سلام !


یکی از بچه ها آهنگ وبلاگمو میخواست منم واسه دانلود گذاشتمش .

امیدوارم خوشتون بیاد !

( نظر یادتون نره !)



برای دانلود کلیک کنید.
اینم متنش :

Hello, hello
anybody out there?
'cause I don't hear a sound
alone, alone
I don't really know where the world is but I miss it now

Refrain:

I'm out on the edge and I'm screaming my name
like a fool at the top of my lungs
sometimes when I close my eyes I pretend I'm alright
but it's never enough
cause my echo, echo
is the only voice coming back
my shadow, shadow
is the only friend that I have

Verse 2:

listen, listen
I would take a whisper if
that's all you have to give
but it isn't, isn't
you could come and save me
try to chase it crazy right out of my head

Refrain:

I'm out on the edge and I'm screaming my name
like a fool at the top of my lungs
sometimes when I close my eyes I pretend I'm alright
but it's never enough
cause my echo, echo
is the only voice coming back
my shadow, shadow
is the only friend that I have

Bridge:

I don't wanna be down and
I just wanna feel alive and
get to see your face again but 'til then
Just my echo, my shadow
youre my only friend

Refrain:

I'm out on the edge and I'm screaming my name
like a fool at the top of my lungs
sometimes when I close my eyes I pretend I'm alright
but it's never enough
cause my echo, echo
oh my shadow, shadow

Hello, hello
anybody out there

+ نوشته شده در  ساعت 2:01 PM  توسط آرام  نظرات (9)  
 
یکشنبه 23 بهمن ماه سال 1390
یه داستان خیلی قشنگ

سلام

امروز به یه داستان خیلی قشنگ اومدم ، فکر کنم خونده باشید ولی ...

خیلی غمگینه، من که خیلی واسش گریه کردم.....




11 300x262 اس ام اس غمگین سری جدید



شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

+ نوشته شده در  ساعت 5:54 PM  توسط آرام  نظرات (8)  
 
یکشنبه 25 دی ماه سال 1390
چند تا مطلب قشنگ

سلام بچه ها .

بعد از یه مدت خیلی طولانی اومدم با چند تا مطلب قشنگ . امیدوارم خوشتون بیاد !



به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد
به دلت بیاموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارد

دو چیز را از هم جدا کن: عشق و هوس چون اولی مقدس است و دومی شیطانی، اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی


*************************

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده میکنی؟
مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود


***********************


این دو تا جمله هم مورد علاقه من هستند.


اگه وجود خدا باورت بشه خدا یه نقطه میذاره زیرباورت یاورت مبشه

 

 

لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر میکنند ..... اما خوش به حالشان که لنگه همند.

+ نوشته شده در  ساعت 5:01 PM  توسط آرام  نظرات (29)  
 

http://www.ghasam.blogsky.com

http://www.ghasam.blogsky.com

http://www.ghasam.blogsky.com

چرا تنهام میزاری؟

چرا تنهام میزاری؟

چرا تنهام میزاری؟

هستی ام را به آتش کشیدی  / سوختم من ندیدی ، ندیدی  ....... مرگ دل آرزویت اگر بود   / مانده بودی اگر میشنیدی

چرا تنهام میزاری؟

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

ساخت کد صوتی آنلاین

ساخت كد آهنگ ساخت كد آهنگ